أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

379

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

امارت احمد در مكه ادامه يافت تا آن كه در ذىقعدهء آن سال با امير الحاج قافلهء مصرى ملاقات كرده ، نزد او رفت و از وى خواست تا بركات را دستگير كرده همراه خود به مصر ببرد و در مقابل شصت هزار شريفى قرمز بگيرد . امير الحاج مصرى هم پذيرفت و پس از دستگيرى ، او را به عنوان اسير به مصر برد . سلطان الغورى از اين كار او خشمگين شده ، بركات را آزاد كرد و منزلى شايسته در قاهره به او داد و اكرامش نمود . « 1 » احمد براى هشت ماه در مكه امارت كرد و حكومتش منشأ اختلاف و فتنه بود ، به طورى كه خويشانش هم با وى به مخالفت برخاستند . اين وضع به جايى رسيد كه برادرش حميضه گروهى از ترك‌ها را تحريك كرد تا او را در صبح روز جمعه 19 رجب سال 909 بكشند . پس از آن جنازه‌اش را در صحن مسجد رها كرد و زن و مرد ، او را با كلمات زشت بدرقه كردند . اين وضع چندان ادامه يافت تا آن كه كارگران حمل جنازه كه كارشان بردن مردگان غريب بود ، او را برداشته با لباس‌هايش بدون غسل و نماز دفن كردند و حتى يك تن از اشراف و اهالى او را تشييع نكردند . حميضه فرزند محمد بن بركات با مرگ احمد ، برادرش حميضه از 19 رجب سال 909 امارت مكه را در دست گرفت . اين خبر را در بلاد منتشر كردند بدون آن كه كسى با آن مخالفت كند . خبر آن را هم براى سلطان چراكسهء مصر فرستادند . موسم حج رسيد و حميضه از قافله‌هاى حج استقبال كرد و امير الحاج مصرى بر او خلعت پوشاند ؛ جز آن كه هنوز روز ترويه نرسيده بود كه فتنهء ديگرى بالا گرفت و خبرى هشداردهنده آمد كه بركات بن محمد در رأس سپاهى آمده است . « 2 »

--> ( 1 ) . منائح الكرم ، خطى . ( 2 ) . همان .